نمی از یمی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

مرو ای گدای مسکین!

17 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

 

در نامه‌ای که وجود مبارک حضرت امیر(ع) برای فرزند بزرگوارش مرقوم می‌فرماید، این مضمون هست که مفت خوری بد است، دائم دست بگیر داشتن بد است. اگر می‌توانید کار کنید که هیچ وگر نه آنوقت بیت‌المال مامور است و موظف است شما را تامین کند.

حضرت به پسرش فرمود: همه‌ی نعمت‌ها از خداست. اما اگر بتوانی مستقیما از او بگیری یعنی کار کنی خوب است. اما اگر از کسی چیزی بخواهی… فرمود این خوی گدائی را هرگز در خودت راه مده!

یک روز روحانی بزرگوار آذری زبان شعر مرحوم شهریار را مطرح کرد و گفت:‌شهریار در وصف علی بن ابی طالب(ع) شعری گفت، افسوس که یک بیتش ناقص است و کم رنگ. گفتم: کدام بیتش نقص دارد؟

گفت: ” برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن/ که نگین پادشاهی دهد از کرم گدار را”

و بعد ادامه داده که این بسیار بد است!

گفت: علی گدا پرور نیست و کریم پرور است.

ای کاش شهریار می گفت: مرو ای گدای مسکین تو در سرای مولا/ که علی همیشه می زد در خانه‌ی گدار را…

منبع : کتاب «الف» که گزیده هایی از تفسیر کلام وحی

 نظر دهید »

عامل گرانی ، مرگ های زودرس و ...

17 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

به نظر شما در کشورمان …

عامل گرانی چیست؟ تحریم ها یا سوء مدیریت داخلی ؟

عامل مرگ های زود رس چیست؟ فشارهای روانی یا تغذیه نادرست؟

عامل کم شدن سود کسب ها چیست؟ رکود بازار یا تورم؟

عامل بی مزه شدن میوه ها چیست؟ آفات گیاهی یا انبار داری نادرست؟

عامل خشک شدن رود ها و دریاچه ها چیست؟ احداث چاه های متعدد یا سد زدن های غیر اصولی؟

عامل کاهش  بارندگی ها چیست؟ گرمای جهانی یا موقعیت جغرافیایی ؟

عامل افزایش ناامنی هایی مثل سرقت یا تجاوزات ناموسی چیست؟ کوتاهی نیروی انتظامی یا نظام نادرست تربیتی؟

عامل اصلی مشکلات ذکر شده، هیچ یک از این گزینه ها نیست!!


عامل اصلی گناه است. بله گناه!

به این روایت توجه کنید:


قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ‏: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: إِذَا غَضِبَ اللَّهُ عَلى‏ أُمَّةٍ، وَ لَمْ یُنْزِلْ بِهَا الْعَذَابَ، غَلَتْ‏ أَسْعَارُهَا، وَ قَصُرَتْ أَعْمَارُهَا، وَ لَمْ تَرْبَحْ‏ تُجَّارُهَا، وَ لَمْ تَزْکُ‏ ثِمَارُهَا، وَ لَمْ تَغْزُرْ أَنْهَارُهَا، وَ حُبِسَ عَنْهَا أَمْطَارُهَا، وَ سُلِّطَ عَلَیْهَا شِرَارُهَا».
(کافی ؛ ج‏10 ؛ ص553)
«امیر المومنین از پیامبر خدا نقل می کنند که ایشان فرمودند: وقتی خدا (به خاطر گناه فراوان) بر امتی خشم کند و تازه بر سرشان منت گذارد و عذاب نابود کننده بر آن ها نازل نکند، در آن امت گرانی می شود، عمر ها کوتاه می شود، کاسب ها سود نمی کنند، میوه ها بی مزه می شود، رود ها خشک شود، باران نمی بارد، اشرار مسلط می شوند.»


ای مردم! اگر باور کنیم:

بی حجابی حتی به اندازه نشان دادن عمدی یک تار مو به نا محرم گناه است.

آرایش کردن زنان برای مرد نامحرم گناه است.

نگاه لذت جویانه به نامحرم گناه است.

دست دادن و شوخی و گفت و گوی غیر ضروری با نا محرم گناه است.

پوشیدن لباسهای چسب و بدن نما برای زن و مرد گناه است

غالب موسیقی هایی که گوش می کنیم گناه است.

استفاده از ماهواره گناه است.

تماشای فیلم های با صحنه های جنسی گناه است.

خیلی از مد های غربی به خاطر تشبه به کفار گناه است.

نماز نخواندن گناه است.
کم فروشی و گران فروشی گناه است.
و ……


به مومنین بر نخورد که ما که مرتکب این گناهان نمی شویم! پس چرا این مصیبت ها دامن ما را نیز گرفته است!؟

اکثر متدینین مبتلا به گناه بزرگ دیگری هستند و آن  ترک فریضه نهی از منکر است که به فرموده امام باقر علیه السلام بزرگترین و شریف ترین واجبات در اسلام است.

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ (25 انفال)
“و از عذابى [که نتیجه گناه، فساد، نزاع، اختلاف و ترک امر به معروف و نهى از منکر است‏] بپرهیزید، [عذابى‏] که فقط به ستمکاران از شما نمى‏رسد [بلکه وقتى نازل شود، همه را فرا مى‏گیرد، ستمکاران را به خاطر ستم و اهل ایمان را به سبب اختلاف و نزاع و ترک امر به معروف و نهى از منکر] و بدانید که خدا سخت کیفر است.”




منبع

 نظر دهید »

این شیعه رافضی است ...

08 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

نقل شده كه دو نفر از شيعيان در گذرگاهي از بغداد به مجلس بزرگي رسيدند.
پرسيدند اين مجلس متعلّق به كيست؟
گفتند مجلس درس امام اعظم ابو……. (ازبزرگان اهل سنت)است .
راوي حكايت مي گويد رفيق من كه اسمش فضل بن حسن بود و مردي متعصّب در مذهب شيعه و در عين حال آدمي بحّاث و با اطلاع از مباني مذهب بود ، گفت
من مي روم و با اين مرد مباحثه مي كنم و تا او را ملزم و مجاب نكنم از اين مكان نمي روم.
گفتم اين عالم بزرگي است و از عهدۀ بحث با او بر نمي آيي .
گفت من معتقد به مذهب حقم و حق مغلوب نمي شود .
وارد مجلس شديم و نشستيم و در يك فرصت مناسب، فضل از جا برخاست و گفت
ايها العالم من برادري دارم كه رافضي است ( يعني شيعه است) و من هر چه مي خواهم به او بفهمانم كه ابوبكر بعد از پيامبر اكرم ، افضل امّت و خليفۀ به حق بوده قبول نمي كند و مي گويد علي بن ابيطالب ، افضل و خليفۀ به حق است . شما يك دليل قاطعي به من ياد بدهيد كه به او بفهمانم و او را به راه راست بياورم .
ابو…… گفت به برادرت بگو بهترين و روشن ترين دليل اين است كه پيامبر اكرم همواره در ميدان هاي جنگ ، آن دو بزرگوار ! ( ابوبكر و عمر) را كنار خود مي نشاند و علي را مقابل نيزه و شمشير دشمن مي فرستاد و اين نشان مي دهد كه آن دو نفر ، محبوب پيامبر بوده اند و چون آن حضرت مي خواسته كه آن ها بعد از خودش جانشين باشند آنها را حفظ مي كرد و چون علي را دوست نمي داشت طردش مي كرد و به ميدان مي فرستاد تا كشته شود و اين بهترين دليل بر افضليت ابوبكر و عمر است !
فضل گفت بله من اين را به برادرم مي گويم ولي او از قرآن به من جواب مي دهد كه خداوند فرموده است: « خداوند ، مجاهدين را بر قاعدين و نشستگان برتري داده و اجري بزرگ براي آنان آماده است» و به حكم اين آيه ، علي چون مجاهد بوده افضل از ابوبكر وعمراست كه قاعد بوده اند .
ابو…… گفت به او بگو از اين بهتر مي خواهي كه ابوبكر و عمر قبرشان كنار قبر پيامبر و چسبيده به قبر آن حضرت است در حالي كه قبر علي از قبر پيامبر دور افتاده و در عراق است .
فضل گفت بله اين را هم به برادرم مي گويم امّا او مي گويد آن ها غاصبانه در كنار پيامبر اكرم دفن شده اند براي اين كه خداوند فرموده است « اي مؤمنان بدون اذن و اجازۀ پيامبر ، داخل خانه اش نشويد…» و مي دانيم كه رسول اكرم در خانۀ خودش دفن شده و آن دو نفر بدون اذن در خانۀ آن حضرت دفن شده اند و محل دفن ايشان غصبي است .
ابو….. كه از اين گفتگو سخت ناراحت شده بود تأمّلي كرد و سپس با لحني تند گفت به اين برادر خبيثت بگو آنها غاصبانه در خانة پيامبر دفن نشده اند بلكه عايشه و حفصه كه دختران آن دو بزرگوار و همسران پيامبر بودند و ازپيامبر مهريه طلبكار بودند، پدرانشان را در مهرية خودشان دفن كردند .
فضل گفت بله من اين مطلب را هم به برادرم گفته ام ولي او باز آيه اي براي من مي خواند و مي گويد پيامبر صلي الله عليه و آله به همسرانش بدهكار نبوده براي اينكه خداوند فرموده است « اي پيامبر ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته اي براي تو حلال كرديم» طبق اين آيه ، پيامبر اكرم مهريۀ زن هايش را داده بود و وقتي كه از دنيا رفت به زن هايش بدهكار نبوده است .
ابوحنيفه اندكي تأمّل كرد و گفت به اين برادرت بگو درست است كه همسران پيامبر، مهريّه طلبكار نبوده اند اما سهم الارث كه از ماتَرَك پيامبر داشته اند و ماتَرَك (يعني آنچه پيامبر اكرم بعد از مرگش از خود باقي گذاشته ) نيز همين خانه اش بوده و شرعاً سهمي هم از آن خانه به همسرانش مي رسد و چون عايشه و حفصه وارث پيامبر بوده اند پدرانشان را در سهم الارث خودشان دفن كرده اند و بنابراين غصبي در كار نبوده است .
فضل گفت بله من اين را هم به برادرم گفته ام ولي او مي گويد شما آقايان سنّي ها مگرنمي گوييد كه پيامبر ارث نمي گذارد و خودتان حديث نقل مي كنيد
كه پيامبر اكرم فرموده است « ما پيامبران اصلاً ارث نمي گذاريم و هر چه از ما باقي مانده صدقه است» پس طبق گفتة خودتان عايشه و حفصه سهم الارث نداشته‌اند . به همان دليلي كه شما حضرت فاطمه را از فدك محروم كرديد و گفتيد پيامبر ارث نمي گذارد آن دو همسر نيز نبايد ارث ببرند . آيا دختر از پدر ارث نمي برد اما همسر از شوهر ارث مي برد ؟!
حالا بر فرض بپذيريم كه آنها سهم الارث داشته اند ، مگر نه اين است كه ميّت اگر فرزند داشته باشد ، سهم الارث زوجه اش يك هشتم ماتَرَك مي شود ،
در اين جا تمام ماتَرَك پيامبر اكرم يك حجره (اتاق) بوده كه وقتي آن
تقسيم بر هشت شود يك قسمت از آن هشت قسمت تقسيم مي شود ميان همسران پيامبر اكرم كه نُه نفر بوده اند و در نتيجه سهم هر يك از عايشه و حفصه به قدر يك وجب هم نمي شود، پس چگونه آن دو هيكل بزرگ در يك وجب زمين جا شده اند ؟!
سخن كه به اينجا رسيد ابو…… حسابي از كوره در رفت و با لحني خشم آلود فرياد كشيد اين مرد را بيرون كنيد اين خودش رافضي است و اصلاً برادر هم ندارد.



 نظر دهید »

عنوان ندارد

27 فروردین 1393 توسط بانوی طلبه

 

 


●امــــام علــــے (ع) :

ای بَنــدگــان خُــــدا! بدانیــد که تَقــوا دژی مُحکــم و شکستــ ناپذیــر استــ ،
اما هَرزگــی وگُنــاه خانــه ای در حال فُرو ریختــن وخُــوار کننــده استــ کــه
از ساکنــان خــود دفــاع نمی کنــد. وکســی که به آن پَناه ببــرد در اَمــان
نیستــ.

(خطبه157 نهج البلاغه)

 1 نظر

تبانی

26 فروردین 1393 توسط بانوی طلبه


در زمان خلافت عمر دو نفر امانتی را نزد زنی به ودیعت گذاشتند و به وی سفارش نمودند كه تنها با حضور هر دوی آنان ودیعه را تحویل دهد. پس از مدتی یكی از آن دو به نزد زن رفته مدعی شد كه دوستش مرده است و ودیعه را مطالبه نمود. زن در ابتداء از دادن سپرده امتناع ورزید ولی چون آن مرد زیاد رفت و آمد می نمود و مطالبه می كرد، ودیعه را به وی رد كرد. پس از گذشت زمانی مرد دیگر به نزد زن آمده خواستار ودیعه گردید، زن داستان را برایش بازگو نمود كه نزاعشان در گرفت ، خصومت به نزد عمر بردند، عمر به زن گفت : تو ضامن ودیعه هستی . اتفاقا امیرالمومنین علیه السلام در آن مجلس ‍ حضور داشت ، زن از عمر خواست تا علی علیه السلام بین آنان داوری كند، عمر گفت : یا علی ! میان آنان قضاوت كن . امیرالمومنین علیه السلام به آن مرد رو كرد و فرمود: مگر تو و دوستت به این زن سفارش نكرده اید كه سپرده را به هر كدامتان به تنهایی ندهد، اكنون ودیعه نزد من است ، برو دیگری را به همراه خود بیاور و آنرا تحویل بگیر، و زن را ضامن ودیعه نكرد و از این راه توطئه آنان را آشكار نمود؛ زیرا آن حضرت علیه السلام می دانست كه آن دو با هم تبانی كرده و خواسته اند هر دو نفرشان از زن مطالبه كنند تا او به هر دو غرامت بپردازد.
قضاوتهاي امير المومنين(ع) / محمد تستري

 نظر دهید »

فایل تصویری -معاویه: ابن عباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود...

25 فروردین 1393 توسط بانوی طلبه

http://www.askdin.com/attachments/27682d1383158209-askdin-mohajeh.mp4

سلام دوستان عزیزم

این فایل حتما دانلود کنید :)

متن فایل تصویری :


معاویه وارد مکه شد، گروهی بر معاویه وارد شدند و گفتند: آیا میدانی که ابن عباس تفسیر قرآن میکنه؟

معاویه گفت: خب ابن عباس پسر عمه ی پیغمبر بوده، او از هاشمیان است! اگر او نکند که تفسیر کند؟!

گفتند: تفسیر میکند آیات رو به نفع علی بن ابیطالب! ما از این شاکی هستیم!

معاویه گفت: خودم رسما وارد مجلس میشوم و جمعشان را برهم میزنم.

معاویه وارد مجلس تفسیر ابن عباس میشود، ابن عباس با چنان کیفیتی تفسیر آیات میکرد که معاویه هیچ جای اعتراضی برخود ندید!

بعد از مجلس معاویه رو به ابن عباس کرد و گفت:

معاویه گفت: ابن عباس تو تفسیر آیات میکنی یا فضائل علی بن ابیطالب را بازگو میکنی؟!

ابن عباس: معاویه به من بگو کجای قرآن است که فضائل علی بن ابیطالب نیست؟ از خودت هم سوال میکنم جواب میدهی؟

“انَّما اَنتَ مُنذِرُ وَلِکُلِ قَومِ هاد” این آیه برای کیست معاویه؟

معاویه: رسول خدا فرمود منذر این امت منم و هادی وجود علی بن ابیطالب است! ولی ابن عباس حتما باید این آیه را بخوانی؟!

ابن عباس: “اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا” بگو این آیه برای کیست معاویه؟

معاویه: این هم قصه ی طهارت و عصمت علی بن ابیطالب و اهل بیتش است، درست! ولی حتما باید این را بخوانی؟

ابن عباس: “اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَالَّذینَ یُقیمونَ الصَّلوهَ وَ یُوتونَ الزَّکوةَ وَ هُم رکِعون” معاویه این آیه برای کیست؟

معاویه: زمانی که علی بن ابیطالب انگشتر در راه خدا داد این آیه بر حق علی نازل شد، قبول دارم! ولی حتما این را باید بخوانی؟

ابن عباس: “عَمَّ یَتَساءَلون عَنِ النَّبَاِ العَظیم” معاویه بگو این آیه در حق کیست؟

معاویه: رسول خدا فرمود خبر عظیم علی بن
ابیطالب است که هم مردم ازش میپیرسند و هم من از علی خواهم پرسید، ولی ابن
عباس حتما باید این را بخوانی؟

ابن عباس: “وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا” بگو ببینم این آیه برای کیست؟

معاویه: پیغمبر فرمود حبل الله علی بن
ابیطالب است دست به دامن علی بزنید و جای دیگر نروید که گمراه میشوید. ولی
باید همین را تفسیر کنی؟

ابن عباس: “کَفی بِاللهِ شَهیدا بَینی وَ بَینَکُم” این آیه برای چیست معاویه؟

معاویه: این قصه قصه ی علم علی بین
ابیطالب است که خدا همه ی علم جاری رو در سیره ی او تعریف میکند، ولی لازم
است حتما این را بخوانی؟

ابن عباس: “قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ” بگو به من که این آیه برای کیست؟

معاویه: این هم ماجرای مباهله با اهل نجران است که خدا در این آیه علی بن ابیطالب را نفس پیغمبر میخواند، ولی برای مردم حتما باید همین را بخوانی؟

ابن عباس: “ساَلَ سائِلٌ بِعَذابِ واقِع” این آیه برای چیست معاویه؟

معاویه:
روز غدیر شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت این سخنان از خودت بود یا از خدا؟
پیغمبر فرمود امر رسالت بود، شخص رو به پیغمبر کردو گفت به خدا بگو بر من
عذاب وارد کند که تحمل ولایت علی را ندارم و خداوند جلوی همگان دشمن علی را
هلاک کرد، ابن عباس قبول دارم! آیا باید همین آیه را بخوانی؟

ابن عباس: “یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک” این آیه دیگر برای چیست معاویه؟

معاویه: این هم ماجرای ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب است قبول دارم! ولی این را حتما باید بازگو کنی؟

ابن عباس: “اَلیومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم” معاویه به من بگو این دگر برای کیست؟

معاویه: این آیه هم اکمال دیانت در پرتوی ولایت علی بن ابیطالب است ولی آیه ای دیگر بخوان نه این!

ابن عباس از جا بلند شد و گفت:

ابن عباس: معاویه به من بگو کجای قرآن را بخوانم که فضل علی بن ابیطالب نباشد؟! کجا را بخوانم که از علی بیان نشده باشد؟!

معاویه: اصلا ابن عباس بخوان “اِذا زُلزِلَتِ الارضُ زِلزالَها”

ابن عباس: معاویه در این مورد هم شرمندتم که حتی این آیه هم فضل علی بن ابیطالب است!

معاویه: علی در این آیه دگر چه میکند ابن عباس؟!

ابن عباس: نشنیدی بعد از رسول خدا یک
سال نگذشته بود که زلزله ای بر مدینه آمد که همه ی مردم از شدت وحشت از
خانه به در شده بودند و علی در میانشان حاضر شد و خواند این آیه را و پایش
را بر زمین کوبید و فرمود: زمین! ابوتراب بر تو امر میکند آرام گیر!

معاویه که از غضب بر خود میپیچید گفت:

معاویه: ابن عباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود…

“نثار وجود نازنین مولا امیرالمومنین علی حیدر کرار صلوات”

 1 نظر

دروغ

30 آذر 1391 توسط بانوی طلبه


@خطاب به خودم

دروغ نگو ، اما دلیلش ترس از پدر و مادر ، رسیدن به دنیا ، … نباشد ؛ فقط بخاطر خوف از خدا و نگه داشتن حرمت رسول خدا صلی الله علیه و آله

مبغض للكذب، خوفا لله، وتعظيما لرسول الله صلي الله عليه واله وسلم
دروغ را از ترس خدا و حرمت نگه داشتن از رسول خدا دشمن دارد . ( خطبه 210 )

 نظر دهید »

دنیا و انسان

27 آذر 1391 توسط بانوی طلبه

 

 

 

دنیا خطاب به من :
ای انسان !
می توانی از من دوگونه بهره ببری اولی در جهت سعادت و رشد و دومی در جهت شقاوت
تصمیمت را بگیر !
کدام را می گزنینی؟!!!!


ما كنت تصنع بسعه هذه الدار في الدنيا، انت اليها في الاخره كنت احوج؟ وبلي ان شئت بلغت بها الاخره: تقري فيها الضيف، وتصل فيها الرحم، وتطلع منها الحقوق مطالعها، فاذا انت قد بلغت بها الاخره
با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی ، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری !؟
به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی ، و حقوقی که بر گردن تو است ، به صاحبان حق برسانی ، پس آنگاه تو با همین خانه وسیع به آخرت نیز می توانی برسی . (  خطبه 209)

 

 

 

 

 نظر دهید »

آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند .

24 آذر 1391 توسط بانوی طلبه

 

 

 

@خطاب به خودم



آنگونه با مردم رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند
آنگونه احترامشان کن که دوست داری احترامت کنند
همانطور که دوست نداری حق تو را ضایع کنند ، حق دیگران را ضایع نکن
همانطور که دوست نداری به تو ظلم شود ، به دیگران ظلم نکن

 

نفس خود را میزان قرار ده بین خودت و غیر خودت پس دوست بدار برای غیر خود آنچه را که برای خود دوست میداری ، و اکراه داشته باش از آن برای غیر خود از آنچه برای خود اکراهش میداری .

اجعل نفسك ميزانا فيما بينك وبين غيرك، فاحبب لغيرك ما تحب لنفسك، واكره له ما تكره لها، ولا تظلم كما لا تحب ان ت ظلم، واحسن كما تحب ان يحسن اليك ( نهج البلاغه نامه 31 )




 1 نظر

جستجو

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • افتتاح
  • امام زمان عج
    • تشرفات
  • تلنگر
  • حجاب و عفاف
  • قرآن
    • تدبر در قرآن
  • اخلاق عملی در کلام علوی
  • شخصیت های شاخص
    • حضرت علی علیه السلام
      • نهج البلاغه
    • امام خمینی ره
    • شهید مطهری
    • شهید آوینی
    • ایت الله مجتهدی تهرانی
    • مقام معظم رهبری
    • امام حسین ع
    • ایت الله احدی
  • دل نوشته
  • فروع دین
    • امر به معروف و نهی از منکر
    • نماز
  • نکات درسی
  • سبک زندگی اسلامی
  • سرگرمی
    • شعر
  • یارمهربارن
  • نکات تربیتی
  • قرآن
  • اخبار روز
  • شهدا
  • حکایات
  • معاد
  • مناسبات و ایام
  • همسفر زندگی
  • برنامه های تلویزیونی
  • طلبگی
  • معجزات اسلام
  • ایمه
  • اسلام
  • تشیع
  • شبهات
    • حسینی
    • کوروش و ایران
  • تبلیغ
  • بانو امین
  • تمثلات برزخی

امار بازدید

بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نوا (

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس