نمی از یمی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

از شعار «ما می توانیم» عبور کردیم و در اردوگاه « ما توانستیم » خیمه زده ایم..

07 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران در میان هشت کشور برتر هسته‌ای جهان


ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران، جز هشت کشور دارای قدرت تولید مستقل موشک‌هایی با برد بیش از ۲۰۰۰کیلومتر (شهاب۳، فادر، سجیل و…)

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران نهمین کشور در تولید علوم پیشرفته نانو

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران با ده برابر سرعت متوسط رشد علمی در دنیا، دارای رتبه نخست سرعت رشد علم و تکنولوژی در جهان

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران دارای رتبه دوم جهانی در کشت سلول‌های بنیادین

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران، هفتمین قدرت برتر دریایی جهان با توان طراحی و ساخت کشتی‌های اقیانوس‌پیما

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران، دارای رتبه نخست جهانی در ریشه‌کن کردن بیماری‌های مختلف واگیردار (فلج اطفال، سل، هپاتیت، سرخک و…)

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران با دستیابی به فناوری ساخت زیردریایی‌های مدرن به رتبه پنجم قدرت زیرسطحی جهان دست یافت.

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۱۱ رتبه هفدهم تولید علم در جهان را کسب نموده است. این درحالی است که رتبه ایران ده سال قبل ۵۰ام بوده است.

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران سومین کشور با توان طراحی و ساخت انواع سد در جهان

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران سیزدهمین کشور با توان طراحی و ساخت انواع ناوشکن‌های پیشرفته در دنیا

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران جزء پنج قدرت برتر سایبری دنیا

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران پنجمین کشور دارای توان پیشرفته علمی طراحی و ساخت و هوشمندسازی ربات آدم‌نما

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران با تولید رویانا اولین گوسفند شبیه‌سازی شده، در بین پنج کشور دارای توان شبیه‌سازی این‌گونه

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران دارای رتبه نهم در تولید بیوداروها

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران اولین کشور تولید کننده داروی گیاهی برای درمان ایدز

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران دومین کشور دارای فناوری تولید پهبادهای رادارگریز در جهان

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران هشتمین کشور فضایی دنیا

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران اولین کشور تولیدکننده داروی گیاهی درمان روماتیسم در جهان

 

ماتوانستیم: جمهوری اسلامی ایران جز ده کشور تولیدکننده زیردریایی در جهان

 

 

من واقعاً متأسف می شوم وقتی می‌بینم این گزارش های روشن و خوب، آن چنان که باید و شاید، به مردم داده نمی شود که مردم خوشحال بشوند؛ بفهمند در کشور چه اتفاقی دارد می‌افتد. امام خامنه‌ای

 

راستی! ما همه‌ی اینها را در شرایط تنگدستی و تحریم انجام دادیم..

 

منبع

 نظر دهید »

بصیرت

07 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

یکی از آقایون میگفتند : یکی از بزرگان خدمت آقا رسیدند و عرض کردند که مجموعه ای داریم و میخواهیم افراد با بصیرت تربیت کنیم
آقا فرموده بودند:منظورتون از با بصیرت چی هست؟
عرض کرده بود:کسانی مثل مقداد که چشمشان به دهان مولایشان باشد و گوش به فرمان ولیشان
آقا فرموده بودند:این خوب است اما منظور من از بصیرت این نیست.منظور من از فرد بصیر،افرادی مثل مالک اشتر هست که امیرالمونین(ع) در وصفش میفرمایند:

مالک به گونه است که اگر در بیابانی باشد و دور از مولایش و مشکلی برایش پیش بیاید دقیقا کاری میکند که اگر نزد مولایش بود،مولایش همان کار را امر میکرد.
بصیرت یعنی اینکه در غیبت مولایت هم بدانی او از تو چه میخواهد و همان را عمل کنی


 1 نظر

پاک کردن غبار دل ...

06 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

برای پاک کردن غبار دلت محبت کن!
♥•٠·
»روزی در حرم امام رضا(ع) جوانی نزد من آمد و پرسید: اگر بخواهم زنگار دلم را پاک کنم باید چه کنم.؟
از این جوان و سؤالی که پرسید خیلی خوشم اومد.

به او گفتم برای پاک کردن دلت چند راه ساده وجود دارد؛ اول اینکه از قرائت قرآن مخصوصا سحرها غفلت نکن.
دیگر اینکه زیاد استغفار کن و یک راه دیگر که البته آن زمان به آن جوان نگفتم و الان به شما می‌گویم؛ محبت به بچه یتیم است. تا می‌توانی به یتیمان محبت کن و دست نوازش بر سرشان بکش.

آیت الله «احمد مجتهدی تهرانی»


 نظر دهید »

استغفار فقط برای امرزش گناه نیست ....

05 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

هر جا کم آوردی…

حوصله نداشتی…

گرفته بودی
پول نداشتی…

کار نداشتی…

باطریت تموم شد…
تسبیح رو بردار صدبار بگو استغفرالله ربی و اتوب علیه.

آروم میشی
استغفار آثار فوق العاده زیادی داره و فقط برای آمرزش گناه و توبه نیست…

 1 نظر

پرسش عارفی از یکی از اغنیا

05 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

 

یکی از عرفا روزی از یکی از اغنیا پرسید:دنیا را دوست داری؟گفت:بسیار.پرسید:برای بدست آوردن آن کوشش می کنی؟ گفت :بلی .سپس عارف گفت:در اثر کوشش،آن چه می خواهی بدست آوری؟
گفت:متاسفانه تاکنون به دست نیاورده ام.عارف گفت:این دنیایی که تاکنون با همه ی کوشش هایت آن را به دست نیاورده ای،پس چطور آخرتی که هرگز طلب نکرده و در راه وصول به آن نکوشیده ای به دست خواهی آورد؟
دنیا طلبیدیم ،به جایی نرسیدیم یارب چه شود آخرت ناطلبیده


 1 نظر

باز هم کمی درنگ ....

05 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود. اکران فیلم شروع شد، شروع فیلم سقف یک اتاق دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق, سه, چهار, پنج, …….,هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق!
صدای همه در آمد. اغلب حاضران سینما را ترک کردند,
ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین و به جانباز قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید.
زیرنویس. این تنها ۸ دقیقه از زندگی این جانباز بود و شما طاقت نداشتید

 

 4 نظر

ساده زیستی مسئولان در کلام رهبری

05 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه


رهبر معظم انقلاب در جریان دیدار با رئيس‌ جمهور و اعضای کابینه دولت نهم در تاریخ 8/6/1384 در بخشی از سخنانشان می فرمایند:” يك وقت هست كه ما در زندگى شخصى خود مثلاً حركت اشراف‌گونه‌يى داريم بين خودمان و خدا؛ كه اگر حرام باشد، حرام است؛ اگر مكروه باشد، مكروه است؛ اگر مباح باشد، مباح است؛ اما يك وقت هست كه ما جلوى چشم مردم يك مانور اشرافى‌گرى مى‌دهيم؛ اين ديگر مباح و مكروه ندارد؛ همه‌اش حرام است؛ به‌خاطر اين‌كه تعليم‌دهنده‌ى اشرافى‌گرى است به: اولاً زيردست‌هاى خودمان، ثانياً آحاد مردم به اين كار تشويق مى‌شوند. ما نبايد مردم را به اين كار تشويق كنيم. ممكن است در داخل جامعه كسانى پولدار باشند و ريخت و پاش كنند - البته اين كار بدى است، ولى به خودشان مربوط است - اما ريخت و پاش ما اولاً از جيبمان نيست، از بيت‌المال است؛ ثانياً ريخت و پاش ما مشوق ريخت و پاش ديگران است. واقعاً «النّاس على دين ملوكهم». ملوك در اين‌جا به معنى پادشاهان نيست كه بگوييم ما پادشاه نداريم؛ نه، ملوك شماها هستيد؛ النّاس على دين ماها.

در يكى از تاريخ‌ها خواندم زمانى كه وليدبن‌عبدالملك خليفه شده بود، چون خيلى اهل جمع‌كردن ثروت و جواهرات و اشياء قيمتى بود، مردم كوچه و بازار وقتى به همديگر مى‌رسيدند، مكالماتشان از اين قبيل بود: آقا! فلان لباس را آوردند، شما خريديد؟ آقا! فلان نگين را فلان كس آورده، شما خريديد؟ يعنى مردم همه‌اش راجع به خريد و فروش وسايل و اشياء زينتى و امثال اينها حرف مى‌زدند. بعد از وليد، سليمان‌بن‌عبدالملك خليفه شد. او اهل ساختمان‌سازى بود و به كاخ‌سازى و ساختمان‌سازى خيلى عشق مى‌ورزيد. اين مورخ مى‌گويد مردم حتّى وقتى براى نماز به مسجد مى‌آمدند، يكى مى‌گفت: آقا! شما كار ساختمانىِ منزلتان را تمام كرديد؟ ديگرى مى‌گفت: آقا! شما فلان خانه يا زمين را خريديد؟ ديگرى مى‌گفت: آقا! شما آن دو اتاق را اضافه كرديد؟ حرفهايشان همه از اين قبيل بود. بعد از اين دو نفر، عمربن‌عبدالعزيز آمد. او اهل عبادت بود. مورخ مى‌گويد مردمِ كوچه و بازار وقتى به هم مى‌رسيدند، يكى مى‌گفت: آقا! راستى شما ديروز دعاى ماه رجب را خوانديد؟ ديگرى مى‌گفت: آن دو ركعت نماز را خوانديد؟ بنابراين رفتار ماها يك تأثير قهرى در رفتار مردم دارد. ساده‌زيستى بسيار چيز خوبى است.


 نظر دهید »

آری ما قدمی در راه حق برداریم لازم نیست کمک بخواهیم. خودشان به یاری ما می آیند......

04 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

شیخی دنیا پرست در شهر پیدا شد.
او شروع به جمع کردن شاگرد کرد و شبهه در دین می انداخت و کسی را یارای پاسخ نبود.
هرکه اقدام به پاسخ دادن و مناظره با شیخ میکرد شکست میخورد. و شیخ روز به روز به گمراه کردن هرچه بیشتر مردم ادامه میداد.
خبر به گوش علامه حلی رسید که در شهر حله بود.
وی تصمیم گرفت بیاید و پاسخ دهد.
زندگی اش را جمع کرد و به شهری رفت که شیخ بود.
ناشناس به مجلس درس شیخ رفت.
فهمید که تمام این شبهات از روی کتابی است که در دست شیخ است.اما شیخ به هیچ وجه حاضر به رسیدن کتاب به دست دیگران نیست.
علامه حلی تصمیم گرفت به هر قیمتی شده آن کتاب را بدست بیاورد تا جواب شیخ را بدهد.
تصمیم این شد.
علامه حلی باید اعتماد شیخ را بدست می آورد. برای همین تصمیم گرفت بی جیره و مواجب بشود خادم منزل شیخ و شاگرد درسش.
مدت ها طول کشید تا با زحمات بسیار اعتماد شیخ به علامه جذب شود.
ولی شیخ حاضر به امانت دادن کتاب نبود.
عاقبت با هزار زحمت شیخ قبول کرد برای یک شب کتاب را به علامه دهد.
فرصت کم بود.
علامه شروع کرد به کتابت کتاب. تا نسخه ای از کتاب دستش باشد و بتواند پاسخ شبهات را پیدا کند. اما برایش مهمان آمد.مردی خوش سیما.علامه کارش زیاد بود و فرصت کم. اما مهمان هم حبیب خداست.
مهمان وارد اتاق علامه شد.علامه عذر خواست و شروع کرد به کتابت از روی کتاب.
حجم کتاب زیاد بود. به نیمه نرسیده بود.
مهمان به علامه گفت: من نیز خط خوشی دارم، اجازه دهید قدری کمک کنم. علامه قبول کرد.
مهمان با خط زیبا و سرعتی بیشتر شروع کرد به نوشتن. قدری که نوشت به علامه پیشنهاد داد که شما قدری به چشمهایتان استراحت دهید و من در این مدت برایتان مینویسم.
علامه که دید خط مهمان زیباست و با سرعت بیشتر مینویسد قبول کرد.
قدری چشمهایش را بست اما خستگی زیاد اورا به خواب برد.
صبح که از خواب برخواست دید همه چیز مرتب است و کتاب کنار میز است و نسخه دست نویس هم کنارش است و مهمان نیست.
علامه دید تمام کتاب نسخه برداری شده. صفحه آخر را برداشت. انتهای آن نوشته شده بود:

کاتب: م ح م د بن الحسن العسکری صاحب الزمان

آری میهمان امام عصر (عج) بود.
آری ما قدمی در راه حق برداریم لازم نیست کمک بخواهیم. خودشان به یاری ما می آیند……


 1 نظر

"آقا شما که اینقدر مهربان هستید، چرا آمریکا اینقدر از شما می‌ترسد؟"

03 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

سید علی ۵ ساله از ایشان می‌پرسد:

“آقا شما که اینقدر مهربان هستید، چرا آمریکا اینقدر از شما می‌ترسد؟”
که این سؤال با لبخند از سوی رهبر انقلاب مواجه می‌شود.
در همین هنگام یکی از همراهان رهبر انقلاب در پاسخ به سؤال سید علی می‌گوید: “حضرت آقا آدم خوبی است؛ و چون از خدا می‌ترسد آن‌ها(آمریکایی‌ها) هم از آقا می‌ترسند


 1 نظر

وقتی که ابزاری که بر علیه مسلمانان ساخته می شود ، سبب هدایت شخصی می شود :)

03 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

آرنود فاندور کارگردان هلندی فیلم توهین آمیز به پیامبر (ص) مسلمان شد.

به گزارش خبرنگار حوزه بین الملل «خبرگزاری دانش جو» به نقل از عکاظ، آرنود فاندور کارگردان هلندی فیلم توهین آمیز به پیامبر (ص) مسلمان شد.

این کارگردان هلندی که در فیلم های توهین آمیز به پیامبر اکرم (ص) نقش زیادی داشته است پس از مدتی تحقیق درباره شخصیت پیامبر (ص) راهی مکه شده و خانه خدا را زیارت کرد.

 

بر اساس گزارش روزنامه عکاظ این کارگردان هلندی در حالی به زیارت قبر پیامبر پرداخت که به طور مداوم اشک می ریخت.

 

 

 

روزنامه عکاظ به نقال از این کارگردان هلندی افزود: پس از کارگردانی فیلم ضد اسلامی و واکنش گسترده مسلمانان جهان به این فیلم تصمصم گرفتم تا درباره شخصیت پیامبر اکرم تحقیق کنم و پس از مدتی به این حقیقت پی بردم که حزب راست گرایی ضد اسلامی هلند بسیاری از جوانان این کشور را گمراه کرده و هیچکدام از عقاید های ضد اسلامی آنان مطابق با واقعیت نبوده است.

 

وی در ادامه عنوان کرد: اکنون به اشتباه خود پی برده ام و سعی دارم تا رسالت خود را در حمایت از شخصیت پیامبر بزرگوار اسلام به انجام برسانم.

 

 

منبع

 1 نظر

جوان ثروتمند و مرد عارف

03 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.

عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟

گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد

بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟


گفت: خودم را می بینم !

عارف گفت: دیگر دیگران را نمی بینی !

آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند : شیشه

اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی

این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :

وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آن ها احساس محبت می کند.

اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند

تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری،

تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری


امام علی علیه السلام می‏فرمایند :

” دنیا خواه ناخواه منزلگاهی است برای بشر که چند صباحی در آن زندگی می‏کند و می‏رود ولی مردم‏ در این دنیا دو دسته‏اند : یک دسته به بازار این جهان می‏آیند و خودشان را می‏فروشند و برده می‏سازند ، دسته دوم مردمی هستند که خود را در این بازار می‏خرند و آزاد می‏سازند ”

(نهج البلاغه ، حکمت . 133)


 نظر دهید »

پرورش جوجه ها و تربیت بچه ها ...

02 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

بچه که بودم مادرم برایم جوجه می خرید، جوجه های رنگی دانه ای پنج تومان. اول فکر نمی کردم که بزرگ کردن آنها کار سختی باشد ولی بعد فهمیدم که پرورش جوجه ها فوت و فن خودش را دارد. چند جوجه از بین رفتند تا توانستم جوجه داری را یاد بگیرم. پیرزن ها و پیرمردهای محله از دست من به عذاب بودند از بس که به سراغ شان می رفتند و از تجربه هایشان می پرسیدم. یک بار که دوستم گفت که یک کتاب در کتاب فروشی در مورد جوجه ها دیده، سر از پا نشناختم. به سراغ کتابفروش رفتم. کتاب گران بود ولی قیمتش برایم مهم نبود زیرا من دغدغه ی بزرگ کردن جوجه هایم را داشتم. من باید فقط راه پرورش جسم جوجه ها را یاد می گرفتم. جوجه های من عاشق نمی شدند ،با رفیق ناباب نمی گشتند، علاقه ای به بازی کامپیوتری نداشتند ،با دود و دم غریبه بودند و اعتیاد در کمین شان نبود ،جوجه های طلائی من افسرده نمی شدند و من غصه ی بی خدایی آنها را نمی خوردم، آنها همه پرورشگاهی بودند ،در دستگاه بدنیا آمده بودند و هیچ کدام پدر و مادرشان را نمی شناختند که به والدین شان بی احترامی کنند، ادب در میان این جوجه ها معنایی نداشت، نمی توانستند حرف بزنند چه برسد به حرف زشت، آنها فقط یک کلمه بلد بودند جیک جیک ، گرسنه که می شدند جیک جیک می کردند یعنی ما آب و دانه می خواهیم. آب و دانه که به آنها می دادم باز هم جیک جیک می کردند یعنی ممنون. جوجه های من وقتی بزرگ می شدند فکر پر وبال دادن آنچنانی به بال هایشان نبودند زیرا آنها بازی تماشا نمی کردند که آن بازیگر فوتبال یا سینما را الگوی خویش قرار بدهند .جوجه های من تلفن همراه هم نداشتند که پیامک بازی کنند و با دوستان شان برای فلان میهمانی قرار بگذارند. جوجه های من چت کردن هم بلد نبودند و آدرس ایمیل هم نداشتند که کسی برایشان عکس یا قصه بفرستد،آدرس فیس بوک هم نداشتند. آنها یک آدرس بیشتر نداشتند: زیر زمین خانه ی ما،جعبه ی چوبی میوه که کنارش یک کاسه ی ملامین لب شکسته ی آب گذاشته بودم. من تنها نگران پرورش جسم جوجه هایم بودم. و همین نگرانی مرا وا می داشت که به دنبال راه صحیح پروش آنها باشم. حالا که بزرگ شده ام بچه هایی دارم که هم باید جسم و هم روحشان را پرورش بدهم اما یک سوال: آیا دغدغه ی من برای پیدا کردن راه تربیت فرزندانم به اندازه ی نگرانی ام برای پرورش جوجه هایم است؟

 1 نظر

شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن...

02 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه


حاجب بروجردی قصیده ای زیبا در مدح امیر المومنین ، علی (ع) سرودند که شاه بیت آن این بود :
حاجب اگر محاسبه حشر با علیست

من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن!
همان شب در عالم رویا مولا علی بن ابیطالب (ع) به خواب ایشان آمده و فرمودند :

اگر چه محاسبه در دست ماست اما اگر اجازه بدهی من بیت آخر شعرت را اصلاح کنم!
حاجب عرض میکند :
یا مولا شعر برای شما و در مدح شماست!
حضرت علی(ع) میفرماید پس بیت آخرت را اینگونه بنویس :

حاجب اگر محاسبه حشر با علیست
شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن …


 1 نظر

نجس ترين چيز دنيا

01 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه


گويند روزي پادشاهي اين سوال برايش پيش مي آيد و مي خواهد بداند که نجس ترين چيزها در دنياي خاکي چيست. براي همين کار وزيرش را مامور ميکند که برود و اين نجس ترين نجس ترينها را پيدا کند و در صورتي که آنرا پيدا کند و يا هر کسي که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزير هم عازم سفر مي شود و پس از يکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به اين نتيجه رسيد که با توجه به حرفها و صحبتهاي مردم بايد پاسخ همين مدفوع آدميزاد اشرف باشد.

عازم ديار خود مي شود در نزديکي هاي شهر چوپاني را مي بيند و به خود مي گويد بگذار از او هم سؤال کنم شايد جواب تازه اي داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزير مي گويد من جواب را مي دانم اما يک شرط دارد و وزير نشنيده شرط را مي پذيرد چوپان هم مي گويد تو بايد مدفوع خودت را بخوري وزير آنچنان عصباني مي شود که مي خواهد چوپان را بکشد ولي چوپان به او مي گويد تو مي تواني من را بکشي اما مطمئن باش پاسخي که پيدا کرده اي غلط است تو اين کار را بکن اگر جواب قانع کننده اي نشنيدي من را بکش.
خلاصه وزير به خاطر رسيدن به تاج و تخت هم که شده قبول مي کند و آن کار را انجام مي دهد سپس چوپان به او مي گويد: ” کثيف ترين و نجس ترين چيزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدي آنچه را فکر مي کردي نجس ترين است بخوري.


 نظر دهید »

آموزش نه چیز از امام صادق ع به یکی از شیعیان

31 فروردین 1393 توسط بانوی طلبه

آموزش نه چیز از امام صادق ع به یکی از شیعیان

 نظر دهید »

حکایت امروز ما ....

30 فروردین 1393 توسط بانوی طلبه

حکایت امروز ما از اوایل دفتر چهارم مثنوی و در دل داستان قبل ، داستان واعظی است که دست دعا برای کسانی بالا می برد که سد کننده راه مردم بودند ( از نظر مادی یا معنوی ) ، مفسدان و ظالمان ، آنها که نه تنها درِ خیر را بسته بودند بلکه مردانِ در این راه را نیز مورد تمسخر قرار می دادند ، آنها که دلی دور از خدا داشتند . او هیچگاه دعایی در حق پاکدلان نمی کرد .

مردم به او می گفتند : آخر این چه نوع دعا کردن است !؟

این کار خلاف انتظار مردم بود و منطقی به نظر نمی آمد . آنها فکر می کردند این کار دور از خیرخواهی است . اما در پاسخ به مردمان ، واعظ ما می گفت : من از کسانی که شما از آنها مینالید و مستحق دعا نمی دانید ، نیکویی ها دیده ام . من از آن سبب آنها را برای دعا برگزیده ام که چنان دنیای ما را غرق در ظلم و جور کردند که من هر گاه قدمی به سمت دنیا برداشتم چنان ضربه ای از آنها خوردم که از شر آنها پناه به حق آوردم. سبب ساز شدند برای بازگشت من به خیر . پس دعا در حق آنها برمن واجب است .


حكایت آن واعظ كه هر آغاز تذكیر، دعای ظالمان و سخت دلان و بی اعتقادان كردی

آن یكی واعظ چو بر تخت آمدی

قاطعان ِ راه را داعی شدی

دست بر می داشت: یا رب، رحم ران

بر بدان و مفسدان و ظالمان

بر همۀ تسخر كنان ِ اهل خیر

بر همۀ كافر دلان و، اهل ِ دیر

می نكردی او دعا بر اصفیا

می نگفتی جز خبیثان را دعا

مر ورا گفتند كین معهود نیست

دعوت اهل ضلالت جُود نیست

گفت: نیكوئی از اینها دیده ام

من دعاشان زین سبب بگزیده ام

خُبث و ظلم و جور چندان ساختند

كه مرا از شر، به خیر انداختند

هر گَهی كه رو به دنیا كردمی

من از ایشان زخم و ضربت خوردمی

كردمی از زخم، آن جانب پناه

باز آوردندمی گرگان به راه

چون سبب ساز صَلاح من شدند

پس دعاشان بر من است، ای هوشمند


 نظر دهید »

کمی درنگ ...

29 فروردین 1393 توسط بانوی طلبه

حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) به نقل از حدیثی از امام صادق علیه السلام فرمودند:
برای اینکه بدانید اعمالی را که انجام می دهید مورد قبول خداوند قرار می گیرد یا نه ببینید بعد از هر عمل چه کاری را انجام می دهید :
۱- الطاعه بعد الطاعه دلیل علی قبول الطاعه ؛
اگر طاعت پشت طاعت انجام می دهید دلیلی بر مورد قبول قرار گرفتن طاعت های شماست.
۲- الطاعه بعد المعصیه دلیل علی غفران المعصیه ؛
اگر بعد از معصیت و گناه ، طاعتی انجام می دهید دلیلی بر بخشیده شدن آن معصیت است.
۳- المعصیه بعد الطاعه دلیل علی رد الطاعه ؛
اگر بعد از طاعتی ، گناه و معصیتی انجام دهید ، دلیلی بر عدم پذیرش و رد شدن آن طاعت شماست.
۴- المعصیه بعد المعصیه دلیل علی خذلان العبد ؛
اگر همینطور گناه و معصیت پشت گناه و معصیت انجام شود ، وای به حال آن بنده که در زیانکاری بس وحشتناکی است.

 1 نظر

منطق ما

29 فروردین 1393 توسط بانوی طلبه

منطق ما ، منطق امام حسین (ع) است اگر دشمن این حقیقت را دریابد هرگز لحظه ای منتظر خستگی ما نخواهد ماند

شهید آوینی

 نظر دهید »

شکل مکتوب انسان کامل

29 فروردین 1393 توسط بانوی طلبه

اگر انسان کامل بخواهد به شکل مکتوب درآید، صورتش میشود قرآن کریم؛ همانگونه که امیرالمومنین(ع) قرآن ناطق بودند.حال اگر این قرآن، قرائتش و تفکر در آیاتش قلوب ما را متحول نمیکند، شک نکنید که زیارت انسان کامل، حضرت حجت(عج) هم قلوب ما را متحول نخواهد کرد!
اگر میخواهید حال خود را هنگام ملاقات حضرت حجت(عج) بدانید، ببینید الآن در ملاقات با قرآن چه حالی دارید!
اگر مشتاق قرآنید، میتوانید امیدوار باشید که مشتاق حضرت حجت حقیقی هم هستید وگرنه اگر قرآن نزد شما مهجور است و با آن انسی ندارید، و فکر میکنید که مشتاق حضرت حجت(عج) هستید، آن شخص امام زمان، زاده ی وهم و خیال خودتان است!
مرحوم آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

 نظر دهید »

حکایت پدر و پسر خردسالش

29 فروردین 1393 توسط بانوی طلبه


پدری به پسر خردسالش یک بطری آب میوه کوچک داد که داخل آن یک عدد پرتقال بزرگ بود 

… کودک با تعجب درون بطری را نگاه میکرد وبا خود میگفت: پرتقال به این بزرگی چطوری داخل این بطری کوچک رفته؟
…کودک خیلی تلاش کرد تا پرتقال را از بطری خارج کند اما بی فایده بود!

سپس کودک از پدرش پرسید: چه جوری این پرتقال بزرگ داخل بطری رفته؟
آخه دهنه این بطری خیلی کوچیکه!

پدر ،پسر را به باغ منزل برد ویک بطری خالی کوچک رابه یکی از شاخه های درخت پرتقال بست .سپس یکی از شکوفه های کوچک پرتقال را درون بطری گذاشت…..
روزها سپری شد وشکوفه،تبدیل به یک پرتقال بزرگ شد تا جایی که امکان خروج از بطری غیر ممکن شده بود….

بعد از مشاهده این موضوع،کودک راز پرتقال را فهمید وجایی برای تعجب نمانده بود.ولی پدر کودک دراین موضوع متوجه یک درس خیلی بزرگ شد.رو به پسر کرد و گفت:

چیزی که امروز مشاهده کردی همان دین است اگر ازخردسالی بذر اصول واعتقادات دینی را درون کودک بکاریم درهنگام بزرگی خارج کردنش خیلی سخت میشود.
دقیقا مثل این پرتقال که خارج کردنش محال است مگر اینکه شیشه را بشکنیم واز بین ببریم.


 1 نظر
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • 7

جستجو

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • افتتاح
  • امام زمان عج
    • تشرفات
  • تلنگر
  • حجاب و عفاف
  • قرآن
    • تدبر در قرآن
  • اخلاق عملی در کلام علوی
  • شخصیت های شاخص
    • حضرت علی علیه السلام
      • نهج البلاغه
    • امام خمینی ره
    • شهید مطهری
    • شهید آوینی
    • ایت الله مجتهدی تهرانی
    • مقام معظم رهبری
    • امام حسین ع
    • ایت الله احدی
  • دل نوشته
  • فروع دین
    • امر به معروف و نهی از منکر
    • نماز
  • نکات درسی
  • سبک زندگی اسلامی
  • سرگرمی
    • شعر
  • یارمهربارن
  • نکات تربیتی
  • قرآن
  • اخبار روز
  • شهدا
  • حکایات
  • معاد
  • مناسبات و ایام
  • همسفر زندگی
  • برنامه های تلویزیونی
  • طلبگی
  • معجزات اسلام
  • ایمه
  • اسلام
  • تشیع
  • شبهات
    • حسینی
    • کوروش و ایران
  • تبلیغ
  • بانو امین
  • تمثلات برزخی

امار بازدید

بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نوا (

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس