نمی از یمی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

عامل گرانی ، مرگ های زودرس و ...

17 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

به نظر شما در کشورمان …

عامل گرانی چیست؟ تحریم ها یا سوء مدیریت داخلی ؟

عامل مرگ های زود رس چیست؟ فشارهای روانی یا تغذیه نادرست؟

عامل کم شدن سود کسب ها چیست؟ رکود بازار یا تورم؟

عامل بی مزه شدن میوه ها چیست؟ آفات گیاهی یا انبار داری نادرست؟

عامل خشک شدن رود ها و دریاچه ها چیست؟ احداث چاه های متعدد یا سد زدن های غیر اصولی؟

عامل کاهش  بارندگی ها چیست؟ گرمای جهانی یا موقعیت جغرافیایی ؟

عامل افزایش ناامنی هایی مثل سرقت یا تجاوزات ناموسی چیست؟ کوتاهی نیروی انتظامی یا نظام نادرست تربیتی؟

عامل اصلی مشکلات ذکر شده، هیچ یک از این گزینه ها نیست!!


عامل اصلی گناه است. بله گناه!

به این روایت توجه کنید:


قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ‏: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: إِذَا غَضِبَ اللَّهُ عَلى‏ أُمَّةٍ، وَ لَمْ یُنْزِلْ بِهَا الْعَذَابَ، غَلَتْ‏ أَسْعَارُهَا، وَ قَصُرَتْ أَعْمَارُهَا، وَ لَمْ تَرْبَحْ‏ تُجَّارُهَا، وَ لَمْ تَزْکُ‏ ثِمَارُهَا، وَ لَمْ تَغْزُرْ أَنْهَارُهَا، وَ حُبِسَ عَنْهَا أَمْطَارُهَا، وَ سُلِّطَ عَلَیْهَا شِرَارُهَا».
(کافی ؛ ج‏10 ؛ ص553)
«امیر المومنین از پیامبر خدا نقل می کنند که ایشان فرمودند: وقتی خدا (به خاطر گناه فراوان) بر امتی خشم کند و تازه بر سرشان منت گذارد و عذاب نابود کننده بر آن ها نازل نکند، در آن امت گرانی می شود، عمر ها کوتاه می شود، کاسب ها سود نمی کنند، میوه ها بی مزه می شود، رود ها خشک شود، باران نمی بارد، اشرار مسلط می شوند.»


ای مردم! اگر باور کنیم:

بی حجابی حتی به اندازه نشان دادن عمدی یک تار مو به نا محرم گناه است.

آرایش کردن زنان برای مرد نامحرم گناه است.

نگاه لذت جویانه به نامحرم گناه است.

دست دادن و شوخی و گفت و گوی غیر ضروری با نا محرم گناه است.

پوشیدن لباسهای چسب و بدن نما برای زن و مرد گناه است

غالب موسیقی هایی که گوش می کنیم گناه است.

استفاده از ماهواره گناه است.

تماشای فیلم های با صحنه های جنسی گناه است.

خیلی از مد های غربی به خاطر تشبه به کفار گناه است.

نماز نخواندن گناه است.
کم فروشی و گران فروشی گناه است.
و ……


به مومنین بر نخورد که ما که مرتکب این گناهان نمی شویم! پس چرا این مصیبت ها دامن ما را نیز گرفته است!؟

اکثر متدینین مبتلا به گناه بزرگ دیگری هستند و آن  ترک فریضه نهی از منکر است که به فرموده امام باقر علیه السلام بزرگترین و شریف ترین واجبات در اسلام است.

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ (25 انفال)
“و از عذابى [که نتیجه گناه، فساد، نزاع، اختلاف و ترک امر به معروف و نهى از منکر است‏] بپرهیزید، [عذابى‏] که فقط به ستمکاران از شما نمى‏رسد [بلکه وقتى نازل شود، همه را فرا مى‏گیرد، ستمکاران را به خاطر ستم و اهل ایمان را به سبب اختلاف و نزاع و ترک امر به معروف و نهى از منکر] و بدانید که خدا سخت کیفر است.”




منبع

 نظر دهید »

آیت‌الله‌جوادی: لیلةالرغائب به معنای آرزوها نیست

11 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه


آیت‌الله جوادی آملی گفت: انسان تا در پوسته خودش هست خود را می‌بیند و از مشاهده جمال و جلال الهی محروم است، اما وقتی از پوسته خود به در آمد، از حجاب خویشیِ خویش به در آمد، آن‌گاه منطقه دیدِ او وسیع است.

به گزارش سرویس فرهنگی مشرق به نقل از تسنیم،  درس اخلاق هفتگی آیت الله جوادی آملی به روال هفته های گذشته در محل نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد. آیت الله جوادی آملی با اشاره به لیله الرغائب گفت: در لیله الرغائب رغبت ما با رهبت ما هماهنگ باشد، هم از قهر و جلال خدا راهب باشیم، هم به مِهر و جمال خدا راغب باشیم.

وی خاطر نشان کرد: رغبت یعنی میل کنیم نه آرزو، لیلةالرغائب به معنای آرزوها نیست، لیلة رغائب و رغبت‌ها و گرایش‌ها و مجذوب‌شدن‌هاست آن گرایش و آن میل و آن شوق را می‌گویند رغبت، در برابر رهبت.

استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه مباحث اخلاقی جلسات گذشته اهمیت درک هدف خلقت را برای انسان یادآور شده ادامه داد: انسان اگر بخواهد طاهر و طیّب باشد باید اولاً هدف خلقت را بشناسد و ثانیاً خود را با آن هماهنگ کند. خدا جان را به دو منظور عطا کرد؛ یکی اینکه با ملکوتیان رابطه و با فرشته‌ها گفتگو داشته باشیم، چیزی به آنها بگوییم، آنها چیزی به ما بگویند ، از طرفی هم درایت و تدبیر و مدیریت جهان را به وسیله روح باید انجام بدهیم.

وی ادامه داد: روح دو خاصیت دارد، برای اینکه ابزار کار داشته باشیم با سماوات و ارض رابطه داشته باشیم خداوند به ما بدن داد این بدن برای آن است که با بدنه عالَم تماس بگیریم یعنی زمین و آسمان و ما بینهما، آن جان برای دو منظور است یکی تدبیر این نظام، یکی ارتباط تنگاتنگ با فرشته‌ها.

آیت الله جوادی آملی با اشاره به کلام نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) گفت: وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) در آن نامه‌ای که برخی از مفاخر خانوادگی‌شان را بیان فرموده بودند، فرمودند خیلی‌ها می‌روند جبهه جنگ و خیلی‌ها جانباز می‌شوند و اعضا و جوارحشان را از دست می‌دهند، اما از خاندان ما اگر کسی رفت و در جبهه دستش را از دست داد خدای سبحان به او بالی مرحمت می‌کند. مانند جعفر طیّار که دو دستش را داد و در برابر آن دو بال گرفت.

وی در خصوص کارکرد اخلاق تصریح کرد: اخلاق گاهی به این است که انسان در همین محدوده‌ای که هست سالم بماند، این برای اوساط از متخلّقان است، یک وقت تلاش و کوشش می‌کند که از پوسته خود به در بیاید و از آن مرحله‌ای که هست بالاتر بیاید و به مقام برتر برسد؛ این مثل جوجه‌ای است که این پوسته خود را می‌شکند و می‌شود طاووس.

وی ادامه داد: اصل این بیان در سخنان ائمه(علیهم السلام) هست که بین خلق و خالق هیچ حجابی نیست مگر خود خلق. انسان تا در پوسته خودش هست خود را می‌بیند و از مشاهده جمال و جلال الهی محروم است، اما وقتی از پوسته خود به در آمد، از حجاب خویشیِ خویش به در آمد، آن‌گاه منطقه دیدِ او وسیع است.
 نظر دهید »

کمی تامل ...

11 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

 

 نظر دهید »

باور کن اگ ما درست شیم دنیا هم خود بخود درست میشه

11 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت یه تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود رو تیکه تیکه کرد وگفت فرض کن پازله درستش کن!
چند دقیقه بعد بچه درستش کرد بابا، باتعجب پرسید: توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟
بچه گفت: آدمای پشت روزنامه رو درست کردم
دنیا خودش درست شد…!!!

 2 نظر

کمی درنگ ....

11 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

سلام

امروز رفته بودم بهشت فاطمه


وقتی قبرهای خالی وجدید رو دیدم

به خودم گفتم :

ی روزی تو هم داخل اینها میخوابی و تو رو تنها میذارن و میرن و تو می مونی و اعمالت و تعلقاتت

خودت واسه رفتن اماده کردی ؟

واسه سفر اخرتت ؟!!

واقعن خیلی سخته دل کندن از دنیا و تعلقات

خدایا به حق این روز عزیز و به حق مادرمون زهرا س تعلقات رو از ما بگیر ….


دوست داشتم میرفتم و برای چند دقیقه داخل قبر قرار می گرفتم

اما متاسفانه دید بقیه متفاوته و وقتی کسی بره این کار رو انجام بده

فکر میکنن بخاطر خودنمایی هست

اما کاش اطرافیان ادم هم درد و دغدغه دین داشته باشند  …


دوستان محترم در این روز عزیزمارو از دعای خیرتون محروم نکنید ….


 1 نظر

آقای "روحانی" روشنفکربازی بس است! لطفاً به مسائل اصلی کشور بپردازید.

11 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

سید کمیل باقر زاده


دکتر حسن روحانی در مراسم افتتاح نمایشگاه کتاب به مسأله ممیّزی پیش از انتشار کُتب حمله کرده و گفته اند:

«هیچکس در ممیزی بالاتر از وجدان افکار عمومی نیست؛ آنها می‌دانند به استقبال چه کتابی بروند و چه کتابی را در انزوا قرار دهند. صاحبان فرهنگ ما نیاز به ارشاد و گشت ارشاد ندارند!»

متأسفانه این جملات در تضاد کامل با احکام اسلام و دیدگاه فقهی امام راحل است.

طبق نظر فقهی امام خمینی(ره) جلوگیری از گمراهی جامعه از امور واجبه است. امام بر همین اساس، حتی فروختن کاغذ به کسی که مطالب گمراه کننده در آن کاغذها مینویسد را “حرام” میدانند، چه برسد به مجوّز نشر دادن به کتابهای ضد اسلام! بر مبنای نگاه فقهی امام، کسی که به کتاب گمراه کننده و فاسد مجوّز چاپ میدهد، زمینه را برای افساد جامعه فراهم میکند.

امام در کتاب “المکاسب المحرمة” میفرمایند: «إنّ دفع‏ إضلال‏ الناس من الأمور التي يهتمّ به الشارع الأقدس، فكيف يمكن القول بجواز بيع القرطاس ممّن يعلم أنّه يكتب فيه ضدّ الإسلام و ردّ القرآن الكريم.» یعنی: جلوگیری از گمراهی مردم، از اموری است که شارع مقدّس نسبت به آن بسیار اهتمام دارد. بنابر این چگونه میتوان فروش کاغذ به کسی که میخواهد در آن کاغذها مطالبی ضد اسلام بنویسد را جایز دانست؟! (المکاسب المحرّمة، ج1، ص201)


مرحوم آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی شاگرد برجسته مکتب فقهی و اخلاقی امام خمینی(ره) در توضیح این فتوای امام فرمودند: «یک وقت خیال نکنید فقط مسأله فروش کاغذ است؛ نه، اینجا امام کاغذ را به عنوان مثال مطرح کرده است. بلکه هر نوع زمینه سازی برای نشر کتب ضد اسلام حرام است؛ چه کاغذ بفروشی، چه جواز نشر بدهی، چه چاپ کنی، چه توزیع کنی، چه خرید و فروش کنی، همه و همه حرام است.» (سلوک عاشورایی، ج1، فصل هشتم)


بر اساس همین دیدگاه فقهی است که امام خمینی(ره) ممیّزی پیش از نشر را یک ضرورت غیرقابل انکار دانسته و میفرمایند:

«نوشته هايى كه میخواهد طبع بشود، يك چند نفرى كه میدانيد، يقين داريد كه آنها آدمهايى هستند كه مستقيم هستند، و در راه مسير ملت و كشور هستند و وابستگى به هيچ جا ندارند، آنها نوشته ها را مطالعه كنند، درست دقت كنند در آن، و بعد از اينكه دقت كردند در روزنامه يا در مجله نوشته بشود. اين طور نباشد كه يك وقت بنويسند و منتشر بشود، بعد بفهمند كه اين نوشته بر خلاف بوده است؛ اين يك چيزى است كه لازم است. بايد كتابهايى كه نوشته میشود، و همين طور چيزهايى كه منتشر میشود، اينها بايد درست توجه بشود. و افراد مطّلع، مدبِّر و كسانى كه از مكتبها اطلاع دارند و مسير آنها را میدانند، اينها توجه بكنند، و كتابها را مطالعه كنند قبل از انتشار. اين، هم صلاح خود شماست و هم صلاح ملت است.» (صحیفه امام، ج13، ص474)

آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی در تبیین این مسأله میفرمودند:

«آزادی بیان به طورِ مطلق را هیچ عاقلی نمیپذیرد؛ در یک جامعه اسلامی چه کسی باید آزادی را تحدید کند؟ اسلام باید تحدید کند. تشخیصش با کیست؟ با کارشناس اسلامی. دیدگاه اسلام این است. حالا تو میگویی اسلام زور گفته است؟! من از شما سؤال می‌کنم: اگر در جامعه ای که بُعد جسمانی مطرح است بگویند “برای حفظ سلامتی مردم، پخش هروئین ممنوع است” آیا این زورگویی است؟! چطور اینجا نمیگویی که این زورگویی است؟!»

حرف آقای رئیس جمهور به همان میزان غیرمنطقی است که بگوییم:

هیچ چیز در جلوگیری از آلودگی جامعه به مواد مخدّر بالاتر از وجدان افکار عمومی نیست؛ مردم خودشان می‌دانند به استقبال مواد مخدّر بروند یا آن را در انزوا قرار دهند. جامعه ما نیاز به پلیس مبارزه با مواد مخدّر ندارد!! لذا همانطور که وظیفه دولت جلوگیری از پخش مواد مخدر و مبارزه با اشاعه مواد غذایی فاسدی است که جسم افراد جامعه را بیمار میکند، عدم صدور مجوّز نشر کتابهای گمراه کننده و مقابله با انتشار مطالبی که روح افراد جامعه را بیمار میکند هم وظیفه ای است که دولت نمیتواند از زیر آن شانه خالی کند.

آقای رئیس جمهور، فراموش نفرمایید که جنابعالی “روحانی” و ملبّس به لباس دین هستید. زیبنده ی شما نیست که برای خوشآمد و سوت و کف چند روشنفکر غربزده، ژست روشنفکری بگیرید و به حکم فقهی اسلام و فتوای صریح امام پشت پا بزنید. آقای “روحانی” روشنفکربازی بس است! لطفاً به مسائل اصلی کشور بپردازید.

 1 نظر

آتشي نمى سوزاند "ابراهيم" را ،

09 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

آتشي نمى سوزاند “ابراهيم“ را ،

و دريايى غرق نمي کند “موسى“ را ؛

مادری ،کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان “نيل“ مي سپارد ،

تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش ؛

ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند ،

سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد !

مکر زليخا زندانيش مي کند ،

اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند…

از اين “قِصَص“ قرآنى هنوز هم نياموختي؟!

که اگر همه ي عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،

و خدا نخواهد ؛

نمي توانند …

او که يگانه تکيه گاه من و توست !

پس ؛

به “تدبيرش“ اعتماد کن ،

به “حکمتش“ دل بسپار ،

به او “توکل“ کن ؛

و به سمت او “قدمي بردار“ ،

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشيني…

 نظر دهید »

کار خوبه خدا درست کنه ، سلطان محمود کیه

09 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

حتمن دانلود کنید دوستان عزیزم

برای دانلود کلیک کنید

 نظر دهید »

کتابی که دو مرجع تقلید به استقبالش رفتند

09 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه
نگاهی به کتاب تازه منتشر شده و فاخر «دانشنامه فاطمی»
کتابی که دو مرجع تقلید به استقبالش رفتند/ حاصل تلاش ده ساله 250 محقق در مجموعه‌ای شش جلدی

 

گروه فرهنگی – رجانیوز: سی‌ام فروردین 93، دو تن از مراجع عظام تقلید در مراسم رونمایی از یک کتاب حاضر شدند، البته یکی حضوری و دیگری از طریق پیام تصویری. این اتفاق که برای کمتر کتابی افتاده است لااقل برای این کتاب خیلی هم عجیب نبود. موضوع کتاب به خودی خود آنقدر عظیم و سترگ بود که چنین توجهی توجیه شود.

به گزارش رجانیوز، مجموعه 6 جلدی دانشنامه فاطمی بعد از قریب 10 سال تلاش 250 محقق در چهار گروه تاریخ و سیره، حکمت، زن و خانواده به بار نشسته بود و حالا علاوه بر این دو مرجع تقلید، بسیاری از علما و فضلای حوزه علمیه و کارشناسان زبده گرد هم آمده بودند تا در آیین رونمایی از این کتاب شرکت کنند.

 

دانشنامه فاطمی پس از دانشنامه امام ‏علی(ع)

«دانشنامه فاطمی پس از انتشار دانشنامه امام ‏علی(ع) در سال 1381 که مورد توجه علما، اندیشمندان و فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی قرار ‏گرفت منتشر شده است.‏ تاکنون مجموعه‌ای 12 جلدی که پنج بار تجدید چاپ شده طی 10 سال گذشته از ‏دانشنامه امام علی(ع) در اختیار دانش‌پژوهان قرار گرفته است؛ پس انتشار آن مجموعه، پیشنهاد تدوین دانشنامه‌ای در ارتباط با ‏حضرت زهرا(س) ارائه شد و رهبر معظم انقلاب نیز این مهم را به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه ‏اسلامی سپردند.‏»

حجت‌الاسلام ابوالقاسم مقیمی حاجی، رئیس پژوهشکده دانشنامه‌نگاری دینی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی آغاز نگارش این کتاب را چنین روایت کرده است. او ساختار علمی نگارش این کتاب را نیز چنین شرح داده است:

«دانشنامه فاطمی زیر نظر شورای علمی دانشنامه، مورخان، اساتید، عالمان بزرگ حوزوی مانند ‏آیت‌الله استادی، حجت‌الاسلام والمسلمین یوسفی غروی، حجت‌الاسلام رشاد، خانم علاسوند و ‏آقای بهجت‌پور تدوین شده است البته در کنار شورای عالی، چهار گروه تاریخ و سیره، حقوق، ‏اجتماعی و حکمت نیز مقالات را زیر نظر شخصی فرهیخته به عنوان مدیرگروه تدوین کرده‌اند و ‏ارزیابان علمی متعدد هم نظارت بر کار را بر عهده داشته‌اند و در مجموع بیش از 20 نفر در شورای ‏عالی و علمی گروه‌ها و نیز 100 نفر به عنوان ارزیاب علمی در تدوین دانشنامه نقش داشته‌اند و 40 ‏نفر از فضلای فرهیخته، ویراستار علمی مقالات بوده‌اند.‏ تیمی 10 نفره تمام آدرس‌دهی‌ها و مدخل‌ها را که بیش از 2 هزار منبع بوده‌اند ‏مورد بررسی قرار داده‌اند.‏»

رونمایی از کتاب دانشنامه گرانسنگ فاطمی

چهار امتیاز این کتاب از نظر یک مجع عظام تقلید

آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پیام تصویری که به مراسم رونمایی از این کتاب ارسال کردند این امتیازات را برای این اثر فاخر برشمردند:

«امتیاز اول این دانشنامه تتبع گسترده‌ ای است که در  این کتاب انجام شده است، زیرا در آن به منابع بسیار زیادی مراجعه شده و می توان گفت منبعی نبوده که مولفان آن به آن سر نزده اند و از آن استفاده نکرده اند.

امتیاز دوم، همکاری بسیار گسترده دانشمندان، فضلا و علما در این دانشنامه است و کار هر چه گروهی باشد، عظمتش بیشتر و خطایش کمتر است.

امتیاز سوم این دانشنامه، ادبیات حاکم بر آن است. ادبیات سنجیده، حساب شده، محققانه، عالمانه و به دور از طغیان قلم در این کتاب حاکم است. براي نمونه، بحثی که در مورد حضرت محسن(ع) در اين دانشنامه ملاحظه مي شود، بسیار محققانه و جامع است و این امر نشان می‌‌دهد حق را در این کتاب ادا کرده‌اند.

امتیاز چهارم، نظام خاص حاکم بر کتاب است. جلد اول این کتاب شامل شرح زندگانی حضرت زهرا(س) است. جلد دوم شامل مفاخر، فضایل، مقامات و دیدگاه‌هایی است که اهل بیت(ع) و قرآن کریم در مورد ایشان داشته‌اند و جلد سوم این مجموعه شامل احادیث، خطبه‌ها، دعاها و سخنان حضرت فاطمه(س)است و در سه جلد دیگر، مباحث مربوط به زن‌، راه و رسم اسلامی درباره آنان، وظایف و حقوق آنان مورد بررسی قرار گرفته است که می‌توان نتیجه گرفت که نظام بسیار اصولی و خاصی بر این کتب حاکم است.»

حضرت آیت الله العضمی حسین نوری همدانی

آیت‌الله العظمی نوری همدانی نیز در این مراسم تدوین دانشنامه فاطمی را اقدامی در راستای احیای امر اهل بیت دانست و ضمن تقدیر از همه علما، فضلا و استادانی که در تدوین دانشنامه فاطمی اهتمام داشتند، تتبع و دقت زیاد را از ویژگی‌های آن ذکر کرد.

وی تصریح کرد: دانشنامه نگاری اهل بیت باید مورد حمایت نظام قرار گیرد و این دانشنامه باید به زبان‌های زنده دنیا ترجمه شود چراکه این اثر در زمینه نشان دادن مکتب و معارف اهل بیت(ع) بسیار سازنده و آموزنده است.

 

کتابی که فقط برای کسب اطلاعات تاریخی نیست

اما خوب است اطلاعات بیشتری درباره محتوای کتاب و فصل بندی‌های آن داشته باشیم.

دانشنامه‌ی فاطمی (س)، دایرةالمعارفی است با «ساختار موضوعی»، شش جلدی و مشتمل بر یکصد و هفده مدخل کلان در دو بخش عمده:

1. تبیین زندگانی، سیره و تعالیم حضرت فاطمه زهرا(س) (به مثابه‌ی الگوی عینی زن مسلمان)

2. تحلیل علمی نظری مباحث مربوط به حرمت و حقوق زن، هویت و منزلت نهاد خانواده، با استناد به منابع اندیشه‌ی دینی و توجه به آرای جدید و نظرها و نیازهای معاصر.

ناشر این اثر در شرح اهداف خود از سامان دادن به چنین مجموعه‌ای چنین نوشته است:

1.تبیین جامع و علمی تاریخ زندگانی و منزلت الهی حضرت فاطمه زهرا(س)، به منظور رفع ابهامات و پاسخ‌گویی به شبهات کلامی تاریخی و نیز افشاء و تحلیل تحریفات و انحرافات.

2.توصیف و تحلیل بینش، منش و کنش (تعالیم، اخلاق و سیره‌ی) آن بزرگوار، به مثابه نمونه‌ی انسان کامل، به منظور ارائه‌ی الگوی عینی زن مسلمان.

3.تبیین ماهیت و مرتبت، حرمت و حقوق زن، مبانی و منزلت نهاد خانواده، و حقوق و تکالیف ارکان آن از منظر اسلام، به شیوه‌ای اجتهادی و نظریه‌پردازانه و روزآمد، به منظور گره‌گشایی و روشنگری، رفع شبهات و تحریف‌زدایی در این زمینه‌ها

4.نقد نظرها و نظریه‌های معارض با اندیشه‌ی دینی و نگرش‌های متحجرانه و متجددانه دریاره‌ی زن و نهاد خانواده در جوامع اسلامی.

 

 

محصول تلاش جمعی همکاران دانشنامه، اثری است که سعی شده است این ویژگیها را داشته باشد:

1.مرجعیت علمی: در مجموعة حاضر، سعی شدهاست حاصل پژوهش، حاوی مهم‌ترین و تحلیلی‌ترین اطلاعات باشد و کم‌وبیش خواننده را از مراجعه به منابع دیگر‌ـ جز برای آگاهی از جزئیات و تفصیل بیشتر‌ ـ بی‌نیاز سازد و نیز مرجعی برای اهل تحقیق باشد.

2. ارائه الگوی زن مسلمان: هدف اساسی تولید این دانشنامه، آشنایی با حضرت فاطمه(س) برای الگوگیری از رفتار و منش ایشان است؛ ازاین‌رو، افزون بر گزارش جامع از زندگی و منزلت ایشان، سیرة ایشان در امور اخلاقی، عبادی، معنوی، همسرداری، خانه‌داری، تربیت فرزند و امور فرهنگی ـ اجتماعی و سیاسی، بررسی و هر کدام در مقاله‌ای مستقل تألیف شده است.

3. دفاع عالمانه از حقایق تاریخی: در این دانشنامه، با زبان و روش علمی و استناد به منابع معتبر شیعه و اهل‌سنّت، به دفاع از حقایق و رخدادهای تاریخی، همان‌گونه که بوده، پرداخته شده و از اظهارنظرهای غیرمستند و دخالت دادن احساسات، پرهیز گردیده است.

بنابراین اگر دقت کرده باشید درخواهید یافت که «دانشنامه فاطمی» کتابی تنها برای اطلاع یافتن از مختصات تاریخی، جغرافیایی یا خانوادگی حیات نورانی حضرت زهرا(س) نیست، بلکه علاوه بر این امور می‌تواند الگویی روزآمد از آن حضرت برای زنان و دختران معاصر ارائه دهد.

اگر گذرتان به نمایشگاه کتاب امسال افتاد حتماً از نزدیک با این کتاب آشنا شوید.

 نظر دهید »

پادشاه و سه وزیرش

09 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه



در یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند.
و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند.
از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود.
و اینکه این کیسه ها را برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند.
همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند.

وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند.
وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می کرد تا اینکه کیسه اش پر شد.
اما وزیر دوم با خود فکر می کرد که شاه این میوه ها را برای خود نمی خواهد و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی کند، پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمی کرد تا اینکه کیسه را با میوه ها پر نمود.
و وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا اهمیتی نمی دهد کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود.
روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند بیاورند.
وقتی وزیران نزد شاه آمدند ، به سربازانش دستور داد ، سه وزیر را گرفته و هرکدام را جدا گانه با کیسه اش به مدت سه ماه زندانی کنند.
در زندانی دور که هیچ کس دستش به آنجا نرسد و هیچ آب و غذایی هم به آنها نرسانند.
وزیر اول پیوسته از میوه های خوبی که جمع آوری کرده بود می خورد تا اینکه سه ماه به پایان رسید.
اما وزیر دوم ، این سه ماه را با سختی و گرسنگی و مقدار میوه های تازه ای که جمع آوری کرده بود سپری کرد.
و وزیر سوم قبل از اینکه ماه اول به پایان برسد از گرسنگی مرد.

………………….

حال از خود این سؤال را بپرسیم ، ما از کدام گروه هستیم ؟ زیرا ما الآن در باغ دنیا بوده و آزادیم تا اعمال خوب یا اعمال بد و فاسد را جمع آوری کنیم،
اما فردا زمانی که ملک الموت امر می شود تا ما را در قبرمان زندانی کند
در آن زندان تنگ و تاریک و در تنهایی،
نظرت چیست؟
آنجاست که اعمال خوب و پاکیزه ای که در زندگی دنیا جمع کرده ایم به ما سود می رسانند.
الله تعالی می فرماید: (وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ) البقره ۱۹۷
و توشه برگیرید که بهترین توشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان ! از ( خشم و کیفر ) من بپرهیزید.
پس کمی بایستیم و با خود بیاندیشیم .. فردا در زندانمان چه خواهیم کرد!


 نظر دهید »

ﺣﺘﻤﺎ ﺣﻜﻤﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ

09 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه


ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎهی بود که ﻭﺯﻳﺮﯼ داشت که همیشه ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺧﻴﺮ ﻳﺎ ﺷﺮﯼ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ می‌افتاد، ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺑﺎﺩﺷﺎﻩ می‌گفت: «ﺣﺘﻤﺎ ﺣﻜﻤﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ!» ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ چاقو ﺑﺮﻳﺪ ﻭ ﻭﺯﻳﺮ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﮔﻔﺖ: «ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺩﺳﺘﺖ ﺣﻜﻤﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ!»
ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻨﺪﯼ ﺑﺎ ﻭﺯﻳﺮ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻭ که ﺑﻪ ﺣﻜﻤﺖ ﺍﻳﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻭﺯﻳﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁن رﻭﺯ ﻃﺒﻖ ﻋﺎﺩﺕ ﺑﻪ ﺷﻜﺎﺭ ﺭﻓﺖ، ﻭﻟﯽ این بار ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺯﻳﺮ ﺑﻮﺩ. ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﻜﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻋﺪﻩ‌ﺍﯼ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﻮﻣﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ خواستند ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍﻳﺎﻧﺸﺎﻥ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻛﻨﻨﺪ. ﻭﻟﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ کردن، ﻣﺘﻮﺟﻪ شدند ﺩﺳﺖ پادشاه ﺯﺧﻤﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻧﻘﺺ می‌خواستند. ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﻴﻦ پادشاه ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩ کردند. ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﻗﺼﺮ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ پیش ﻭﺯﻳﺮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻗﻀﻴﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﺣﻜﻤﺖ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻭﻟﯽ ﺣﻜﻤﺖ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ!»
ﻭﺯﻳﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: «ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺣﺘﻤﺎً ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺷﻜﺎﺭ ﻣﯽﺁﻣﺪﻡ ﻭ ﻣﻦ ﻛﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺣﺘﻤﺎً ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ می‌شدم.»

 نظر دهید »

تحریم ....

08 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

از دیدن امام زمان تحریم شدیم

اما هیچ کس از این تحریم صداش در نیومد

نه مذاکره ای

نه توافق نامه ای

نه تلاشی برای اعتماد سازی ….

 نظر دهید »

درسی زیبا از زندگی عقاب

08 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه


عقاب ها قادر هستند تا 70 سال زندگی کنند اما این مدت زمان طول عمر لازمه صبر و تلاش برای بقا است .
عقاب بطور طبیعی تا 40 سالگی به راحتی زندگی خود را ادامه میدهد و با بالهای بزرگ و پنجه های قوی سلطان آسمانها بشمار میرود اما پس از این مدت عمر چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند ،نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود .
شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد .
آنگاه عقاب می ماند و یک دو راهی :
اینکه بمیردیا اینکه یک روند دردناک را برای دوام و تغییر مسیر زندگی تحمل کند.
عقابها پس از این عمر معمول خود دچار ضعف شده واگر نتوانند یک دوره 5 ماهه پر درد را تحمل نمایندپرونده زندگی خود را برای همیشه می بندند.
عقابها تغییرات را برای 150 روز تحمل کند و این روند مستلزم آن است که به قله یک کوه پرواز کرده و آنجا بنشیند در آنجا نوک خود را به صخره یی می کوبد تا آنجا که نوک پیر و منعطف شده کنده شود.
پس از آن منتظر می ماند تا نوک جدیدی به جای آن بروید ، و بعد از آن چنگالهایش را از جا در می آوردتا جای خالی آنها را چنگالهای جدید پر نماید.
با رویش چنگهالهای جدید عقاب درد تازه ای را باید تحمل نماید و آن کندن پرهایش توسط خودش است .
این روند 150 روز به طول می آنجامد که پس از گذشت 5 ماه عقاب تولدی دوباره می یابد تا بتواند زندگی خود را تا 30 سال دیگر ادامه دهد .

برای زیستن باید تغییر کرد، درد کشید، از آنچه دوست داشت گذشت، عادات و خاطرات بد را هرس کرد و دوباره متولد شد
یـــــا باید مُرد…!

چرا تغییر لازم است؟…. بسیار می شود که برای زیستن نیاز است تغییری را ایجاد کنیم…گاهی اوقات نیاز داریم از شر خاطرات و عادات کهنه و سنتهای گذشته رها شویم .
براي پرواز به آسمانها، منتظر نمان که عقابي نيرومند بيايد و از زمينت برگيرد و در آسمانهايت پرواز دهد. بکوش تا پر پرواز به بازوانت جوانه زند و برويد و بکوش تا اينهمه گوشت و پيه و استخوان سنگين را که چنين به زمين وفادارت کرده است، سبک کني و از خويش بزدايي، آنگاه به جاي خزيدن، خواهي پريد. در پرنده شدن خويش بکوش و اين يعني بيرون آمدن از زندانهاي اسارت .

 نظر دهید »

مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام

08 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه


سؤال اول: دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام را بیان فرمایید.
پاسخ قرآن کریم:1- در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر.» تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می‌نماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول می‌فرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می‌شدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان (علیه‌السلام) است.

صفحات: 1· 2

 نظر دهید »

مسلمان واقعی ....

08 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت:
بین شما کسی هست که مسلمان باشد؟!
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکم‌فرما شد…
بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جایش بلند شد و گفت:
آری؛ من مسلمانم…
جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا!
پیرمرد به دنبال جوان به راه افتاد و با هم از مسجد دور شدند…
جوان با اشاره به گله‌ی گوسفندان، به پیرمرد گفت:
می‌خواهد تمام آن‌ها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد!
پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند…
پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد!
جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و پرسید:
آیا مسلمان دیگری در بین شما هست؟!
افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان آن پیرمرد را به قتل رسانده، نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند!
یکی از نمازگزاران رو به جمعیت کرد و گفت:
چرا نگاه می‌کنید؟!
به عیسی مسیح قسم با چند رکعت نماز خوندن کسی مسلمان نمی‌شه!!



 نظر دهید »

این شیعه رافضی است ...

08 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

نقل شده كه دو نفر از شيعيان در گذرگاهي از بغداد به مجلس بزرگي رسيدند.
پرسيدند اين مجلس متعلّق به كيست؟
گفتند مجلس درس امام اعظم ابو……. (ازبزرگان اهل سنت)است .
راوي حكايت مي گويد رفيق من كه اسمش فضل بن حسن بود و مردي متعصّب در مذهب شيعه و در عين حال آدمي بحّاث و با اطلاع از مباني مذهب بود ، گفت
من مي روم و با اين مرد مباحثه مي كنم و تا او را ملزم و مجاب نكنم از اين مكان نمي روم.
گفتم اين عالم بزرگي است و از عهدۀ بحث با او بر نمي آيي .
گفت من معتقد به مذهب حقم و حق مغلوب نمي شود .
وارد مجلس شديم و نشستيم و در يك فرصت مناسب، فضل از جا برخاست و گفت
ايها العالم من برادري دارم كه رافضي است ( يعني شيعه است) و من هر چه مي خواهم به او بفهمانم كه ابوبكر بعد از پيامبر اكرم ، افضل امّت و خليفۀ به حق بوده قبول نمي كند و مي گويد علي بن ابيطالب ، افضل و خليفۀ به حق است . شما يك دليل قاطعي به من ياد بدهيد كه به او بفهمانم و او را به راه راست بياورم .
ابو…… گفت به برادرت بگو بهترين و روشن ترين دليل اين است كه پيامبر اكرم همواره در ميدان هاي جنگ ، آن دو بزرگوار ! ( ابوبكر و عمر) را كنار خود مي نشاند و علي را مقابل نيزه و شمشير دشمن مي فرستاد و اين نشان مي دهد كه آن دو نفر ، محبوب پيامبر بوده اند و چون آن حضرت مي خواسته كه آن ها بعد از خودش جانشين باشند آنها را حفظ مي كرد و چون علي را دوست نمي داشت طردش مي كرد و به ميدان مي فرستاد تا كشته شود و اين بهترين دليل بر افضليت ابوبكر و عمر است !
فضل گفت بله من اين را به برادرم مي گويم ولي او از قرآن به من جواب مي دهد كه خداوند فرموده است: « خداوند ، مجاهدين را بر قاعدين و نشستگان برتري داده و اجري بزرگ براي آنان آماده است» و به حكم اين آيه ، علي چون مجاهد بوده افضل از ابوبكر وعمراست كه قاعد بوده اند .
ابو…… گفت به او بگو از اين بهتر مي خواهي كه ابوبكر و عمر قبرشان كنار قبر پيامبر و چسبيده به قبر آن حضرت است در حالي كه قبر علي از قبر پيامبر دور افتاده و در عراق است .
فضل گفت بله اين را هم به برادرم مي گويم امّا او مي گويد آن ها غاصبانه در كنار پيامبر اكرم دفن شده اند براي اين كه خداوند فرموده است « اي مؤمنان بدون اذن و اجازۀ پيامبر ، داخل خانه اش نشويد…» و مي دانيم كه رسول اكرم در خانۀ خودش دفن شده و آن دو نفر بدون اذن در خانۀ آن حضرت دفن شده اند و محل دفن ايشان غصبي است .
ابو….. كه از اين گفتگو سخت ناراحت شده بود تأمّلي كرد و سپس با لحني تند گفت به اين برادر خبيثت بگو آنها غاصبانه در خانة پيامبر دفن نشده اند بلكه عايشه و حفصه كه دختران آن دو بزرگوار و همسران پيامبر بودند و ازپيامبر مهريه طلبكار بودند، پدرانشان را در مهرية خودشان دفن كردند .
فضل گفت بله من اين مطلب را هم به برادرم گفته ام ولي او باز آيه اي براي من مي خواند و مي گويد پيامبر صلي الله عليه و آله به همسرانش بدهكار نبوده براي اينكه خداوند فرموده است « اي پيامبر ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته اي براي تو حلال كرديم» طبق اين آيه ، پيامبر اكرم مهريۀ زن هايش را داده بود و وقتي كه از دنيا رفت به زن هايش بدهكار نبوده است .
ابوحنيفه اندكي تأمّل كرد و گفت به اين برادرت بگو درست است كه همسران پيامبر، مهريّه طلبكار نبوده اند اما سهم الارث كه از ماتَرَك پيامبر داشته اند و ماتَرَك (يعني آنچه پيامبر اكرم بعد از مرگش از خود باقي گذاشته ) نيز همين خانه اش بوده و شرعاً سهمي هم از آن خانه به همسرانش مي رسد و چون عايشه و حفصه وارث پيامبر بوده اند پدرانشان را در سهم الارث خودشان دفن كرده اند و بنابراين غصبي در كار نبوده است .
فضل گفت بله من اين را هم به برادرم گفته ام ولي او مي گويد شما آقايان سنّي ها مگرنمي گوييد كه پيامبر ارث نمي گذارد و خودتان حديث نقل مي كنيد
كه پيامبر اكرم فرموده است « ما پيامبران اصلاً ارث نمي گذاريم و هر چه از ما باقي مانده صدقه است» پس طبق گفتة خودتان عايشه و حفصه سهم الارث نداشته‌اند . به همان دليلي كه شما حضرت فاطمه را از فدك محروم كرديد و گفتيد پيامبر ارث نمي گذارد آن دو همسر نيز نبايد ارث ببرند . آيا دختر از پدر ارث نمي برد اما همسر از شوهر ارث مي برد ؟!
حالا بر فرض بپذيريم كه آنها سهم الارث داشته اند ، مگر نه اين است كه ميّت اگر فرزند داشته باشد ، سهم الارث زوجه اش يك هشتم ماتَرَك مي شود ،
در اين جا تمام ماتَرَك پيامبر اكرم يك حجره (اتاق) بوده كه وقتي آن
تقسيم بر هشت شود يك قسمت از آن هشت قسمت تقسيم مي شود ميان همسران پيامبر اكرم كه نُه نفر بوده اند و در نتيجه سهم هر يك از عايشه و حفصه به قدر يك وجب هم نمي شود، پس چگونه آن دو هيكل بزرگ در يك وجب زمين جا شده اند ؟!
سخن كه به اينجا رسيد ابو…… حسابي از كوره در رفت و با لحني خشم آلود فرياد كشيد اين مرد را بيرون كنيد اين خودش رافضي است و اصلاً برادر هم ندارد.



 نظر دهید »

مرد مقدس

08 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

شیطانی به شیطان دیگر گفت: آن مرد مقدس متواضع رانگاه کن که در جاده راه
می رود. دراین فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم…!
رفیقش گفت: به حرفت گوش نمی دهد…تنها به چیزهای مقدس می اندیشد.
اما شیطان دیگر، بدون توجه به این حرف خود را به شکل ملک مقرب جبرئیل دراورد و در برابر مرد ظاهر شد.
گفت: آمده ام به تو کمک کنم.
مرد مقدس گفت: باید من را با شخص دیگری اشتباه گرفته باشی… من در زندگی ام کاری نکرده ام که سزاوار توجه یک فرشته باشم.
و به راه خود ادامه داد، بی آنکه هرگز بداند از چه چیزی گریخته است….!

 نظر دهید »

طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن

08 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه

روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند،
او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد،
اما عقرب انگشت اورا نیش زد.
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد،
اما عقرب بار دیگر او را نیش زد.
رهگذری او را دید و پرسید:
برای چه عقربی را که نیش میزند نجات میدهی؟
مرد پاسخ داد: این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم.

 نظر دهید »

فتوای اشتباه شیخ مفید و عنایت غیبی امام عصر(عج)

08 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه


شخصی روستایی خدمت شیخ رسید و سؤال کرد: «زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است؛ آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون بیاوریم و یا این که با آن حمل، او را دفن کنیم»؟ شیخ پاسخ داد: «با همان حمل او را دفن کنید»!

آن مرد برگشت. در میان راه دید سواری از پشت سر می‏تازد و می‏آید، چون نزدیک رسید، گفت: «ای مرد، شیخ فرموده است که شکم آن زن را پاره کرده و طفل را بیرون آورده و زن را دفن کنید». آن مرد چنین کرد.

پس از چندی ماجرا را برای شیخ نقل کردند. شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (عج) بوده است. حالا که در احکام شرعیه خطا می‏کنم، همان بهتر که دیگر فتوا ندهم». لذا به خانه رفت و در خانه را بست و بیرون نیامد و پاسخ مراجعین را نمی‏داد.

تا اینکه از سوی حضرت ولی عصر(عج) توقیعی (نامه‏ای) برای شیخ بیرون آمد با این مضمون که: «وظیفه‏ی شماست که فتوا بدهید و وظیفه‏ی ماست که شما را حمایت کرده و نگذاریم که در خطا بیافتید». پس از این دستور، شیخ بار دیگر بر مسند فتوا نشست.

نقل شده است که در مدت ۳۰ سال، ۳۰ توقیع از ناحیه مقدس امام عصر(عج) برای شیخ مفید صادر شد و در عنوان توقیع نوشته بود: «للاخ الاعز السدید الشیخ المفید» یعنی «برای برادر گرامی و استوار، شیخ مفید».

منبع: داستان‏هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم.


 نظر دهید »

سلام بی جواب

08 اردیبهشت 1393 توسط بانوی طلبه


روزي سقراط  حکيم
معروف يوناني، مردي را ديد که خيلي ناراحت و متاثراست. علت ناراحتيش را پرسيد ،پاسخ داد:"در راه که مي آمدم يکي از آشنايان را ديدم.سلام کردم جواب نداد و با بي اعتنايي و خودخواهي گذ شت و رفت و من از اين طرز رفتار او خيلي رنجيدم.”

سقراط گفت:"چرا رنجيدي؟”

مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنين رفتاري ناراحت کننده است.”

سقراط پرسيد:"اگر در راه کسي را مي ديدي که به زمين افتاده و از درد وبيماري به خود مي پيچد، آيا از دست او دلخور و رنجيده مي شدي؟”

مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمي شدم.آدم که از بيمار بودن کسي دلخور نمي شود.”

سقراط پرسيد:"به جاي دلخوري چه احساسي مي يافتي و چه مي کردي؟”

مرد جواب داد:"احساس دلسوزي و شفقت و سعي مي کردم طبيب يا دارويي به او برسانم.”

سقراط گفت:"همه ي اين کارها را به خاطر آن مي کردي که او را بيمار مي دانستي،آيا انسان تنها جسمش بيمار مي شود؟ و آيا کسي که رفتارش نادرست است،روانش بيمار نيست؟ اگر کسي فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدي از او ديده نمي شود؟

بيماري فکر و روان نامش “غفلت” است و بايد به جاي دلخوري و رنجش ،نسبت به کسي که بدي مي کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبيب روح و داروي جان رساند.

پس از دست هيچکس دلخور مشو و کينه به دل مگير و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسي بدي مي کند، در آن لحظه بيمار است.


 1 نظر
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • 7

جستجو

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • افتتاح
  • امام زمان عج
    • تشرفات
  • تلنگر
  • حجاب و عفاف
  • قرآن
    • تدبر در قرآن
  • اخلاق عملی در کلام علوی
  • شخصیت های شاخص
    • حضرت علی علیه السلام
      • نهج البلاغه
    • امام خمینی ره
    • شهید مطهری
    • شهید آوینی
    • ایت الله مجتهدی تهرانی
    • مقام معظم رهبری
    • امام حسین ع
    • ایت الله احدی
  • دل نوشته
  • فروع دین
    • امر به معروف و نهی از منکر
    • نماز
  • نکات درسی
  • سبک زندگی اسلامی
  • سرگرمی
    • شعر
  • یارمهربارن
  • نکات تربیتی
  • قرآن
  • اخبار روز
  • شهدا
  • حکایات
  • معاد
  • مناسبات و ایام
  • همسفر زندگی
  • برنامه های تلویزیونی
  • طلبگی
  • معجزات اسلام
  • ایمه
  • اسلام
  • تشیع
  • شبهات
    • حسینی
    • کوروش و ایران
  • تبلیغ
  • بانو امین
  • تمثلات برزخی

امار بازدید

بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نوا (

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس